تبلیغات
روان شناسی - زبان چرب، سر خشک می‌کند آباد!

زبان چرب، سر خشک می‌کند آباد!

 

نوع مطلب :مقالات روان شناسی ،

نوشته شده توسط:حسام سیف زرگر

گردن‌ کج، قامت نیمه‌راست، رنگ رخساره غیرعادی و... اینها نشانه‌های فیزیکی و روانی شخصیت‌هایی است که به دلایلی از جمله رسیدن به مطامع شخصی یا رفع خلأهای شخصیتی و یا جاه‌طلبی به چاپلوسی و تملق روی می‌آورند: «بنده نوازی کردید... حقیر در پیشگاه حضرتعالی کاهی در مقابل کوه هستم... سایه عالی مستدام... غلام حلقه به گوش‌تان هستم... نوکرم، چاکرم و...» ریشه این قبیل تملق‌ها و مجیزگویی‌ها چیست؟ با دکتر میرعمادالدین فریور، روان‌شناس، در همین رابطه گفتگو کرده‌ایم....

دکترعلی برهانی/ گفتگو با دکتر میرعمادالدین فریور درباره ریشه‌های روانی تملق

زبان چرب، سر خشک می‌کند آباد!

گردن‌ کج، قامت نیمه‌راست، رنگ رخساره غیرعادی و... اینها نشانه‌های فیزیکی و روانی شخصیت‌هایی است که به دلایلی از جمله رسیدن به مطامع شخصی یا رفع خلأهای شخصیتی و یا جاه‌طلبی به چاپلوسی و تملق روی می‌آورند: «بنده نوازی کردید... حقیر در پیشگاه حضرتعالی کاهی در مقابل کوه هستم... سایه عالی مستدام... غلام حلقه به گوش‌تان هستم... نوکرم، چاکرم و...» ریشه این قبیل تملق‌ها و مجیزگویی‌ها چیست؟ با دکتر میرعمادالدین فریور، روان‌شناس، در همین رابطه گفتگو کرده‌ایم....


سلامت: آقای دکتر! چاپلوسی از کجا می‌آید؟

به نظر می‌رسد تملق ناشی از کمبودهایی است که این‌گونه افراد در شخصیت خود دارند و لذا با چرب‌زبانی و تملق می‌خواهند ضمن سرپوش‌گذاری بر این نقایص تا حدی آنها را ولو به صورت دروغین جبران کنند. یکی دیگر از ریشه‌های این‌گونه رفتارها وجود حس قدرت‌طلبی و جاه‌طلبی افراد است که البته این مورد را بیشتر می‌توان در بدنه دستگاه‌های اداری مشاهده کرد. نکته‌ای که حایز اهمیت است این است که ریشه رفتارهای این‌گونه افراد در تربیت خانوادگی و دوران کودکی‌شان است زیرا بسیاری از مجیزگویی‌ها و تملق‌ها نتیجه بازگشت سرخوردگی‌های ناشی از انگیزه‌های سرکوب شده دوران طفولیت است که تلاش فرد در ایام کودکی برای رسیدن به خواسته‌هایش با ناکامی مواجه شده است و حالا که بزرگ‌تر شده است مجالی برای جبران یافته است، بنابراین دست به تملق می‌زند تا اقتدار خرد شده‌اش ترمیم شود.

سلامت: برخی می‌گویند چاپلوسی ریشه‌های تاریخی دارد. شما این موضوع را تایید می‌کنید؟

به هر حال، ریشه چاپلوسی و تملق به گذشته افراد بازمی‌گردد. جوامعی که در طول تاریخ همواره مورد هجوم کشورهای بیگانه بوده و همچنین استبداد تاریخی داشته‌اند، بیشتر از دیگران دچار چاپلوسی و تملق‌گویی می‌شوند. متاسفانه در جامعه ما نیز گاهی اوقات به افراد چاپلوس و متملق برمی‌خوریم که با چرب‌زبانی و خوش‌آمدگویی‌های فریبنده به دیگران آنها را دچار غرور و نخوت می‌کنند.

سلامت: و چه عوارضی به بارمی‌آورد؟

تملق و چاپلوسی یکی از آفاتی است که روابط اجتماعی افراد را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. متاسفانه این صفت مذموم باب میل بسیاری از افراد قرار می‌گیرد که تشنه شنیدن مدح و تایید هستند. در واقع این پدیده در جوامعی که هنوز سرمایه‌های اجتماعی و کرامت انسانی به طور کامل وجود ندارد با استقبال زیادی مواجه می‌شود. حتی کسانی که از آنها تملق می‌شود لب به اعتراض نمی‌گشایند و شادمان از شنیدن آنچه در خور لیاقت خود نمی‌بینند، بر دامنه تکبر خود می‌افزایند.

سلامت: چاپلوسی و تملق معمولا نسبت به چه افرادی صورت می‌پذیرد؟

این چاپلوسی که ما از آن سخن می‌گوییم اغلب نسبت به کسانی صورت می‌پذیرد که از توانمندی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی یا اداری بهره‌مندند و البته این وضع محدود به تاریخ‌ معاصر نیست و پیش از این نیز گفتارهایی از تاریخ کهن وجود دارد که بر اساس آن می‌توان دریافت که چاپلوسی در مناسبات ایرانیان از دیرباز وجود داشته است و جان نثاران دروغین زیادی در همه عرصه‌ها باعث می‌شوند تا حاصل زحمات و خدمات ارزنده بسیاری از افراد متین جامعه نادید گرفته ‌شود. این‌گونه مطالب در نوشته‌های ادبی ایران نیز به چشم می‌خورد و همواره شعرایی هم که از کرامت نفس و متانت طبع بلندی برخوردار بوده‌اند در نکوهش آن سخن به زبان رانده‌اند؛ مثلا عبیدزاکانی در یکی از طنزهای گزنده خود این موضوع را به خوبی نشان داده و معلوم می‌کند که متاع تملق و چاپلوسی دست‌کم در دربار ایران و قدرت‌مندان مستبد وجود داشته است؛ شبیه همان حکایت معروف: «سلطان محمود را در حالت گرسنگی بادمجان بورانی پیش‌ آوردند. خوش‌‌اش آمد و زیاد خورد و گفت بادمجان طعامی است خوش. ندیمی در مدح بادمجان، فصلی پرداخت. سلطان چون سیر شد گفت بادمجان سخت مضر چیزی است. ندیم در مضرت بادمجان مبالغتی تمام کرد. سلطان گفت: ای مردک! نه آن زمان مدح‌اش گفتی؟.... ندیم گفت: قربان! من ندیم توأم، نه ندیم بادمجان!» چاپلوسان به خاطر منافع شخصی خودشان به تملق و مبالغه درباره خصوصیات و توانایی‌های افراد توانمند‌ متوسل می‌شوند و آنها را ستایش می‌کنند.

سلامت: آیا می‌توانیم انتظار داشته باشیم که پدیده چاپلوسی و تملق به طور ناگهانی از ذهن جامعه‌ای پاک شود؟

این واقعیت را باید در نظر گرفت که بسیاری از پدیده‌های اجتماعی با گذشت زمان در رفتار جامعه نهادینه می‌شوند و رسوب می‌کنند و اغلب مردم با آن خو می‌گیرند، بنابراین حتی در صورتی که عوامل شکل‌دهنده پدیده‌ها از بین بروند، باز هم آن پدیده‌ها به تداوم خود در عرصه جامعه ادامه می‌دهند. تملق هم یک پدیده کهن است و نمی‌توان انتظار داشت که از جامعه محو شود چون سایه استبداد برای مدتی طولانی در تاریخ و فرهنگ بومی ما وجود داشته و باعث می‌شده که رفتارهای تملق‌آمیز اشاعه و گسترش داده شوند.

سلامت: آیا با این موافق‌اید که چاپلوسی متضاد صداقت و درستی است؟

ببینید؛ در محیط‌‌هایی که چاپلوسی متداول است، هر نوع تغییری باید موردپسند طبقه خاصی از جامعه باشد. در این حالت، نتیجه این می‌شود که صداقت و پای‌بندی به اصولی که تامین کننده منافع واقعی مردم است جای خود را به تحسین مبالغه‌آمیز و در نهایت به چاپلوسی می‌دهد.

سلامت: شیوه‌های بروز چاپلوسی چگونه است؟

شیوه‌های چاپلوسی متنوع و متعدد است. گاهی ممکن است به صورت آشکار و پنهان صورت گیرد. دادن القاب و عناوین جعلی و غیرواقعی و ستودن غلو‌آمیز طرف مقابل یا افراد بالا دست، از جمله شکل‌های چاپلوسی است.

سلامت: ویژگی‌های جوامع چاپلوس و متملق را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

چاپلوسی یا سایر آفات اخلاقی در هر مجموعه‌ای نشانگر ناسالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهای آن جامعه است. چنین فضایی در جامعه زمانی شکل می‌گیرد که منزلت و نقش‌ها آن‌گونه که شایسته افراد است توزیع نشود و در واقع شایسته‌سالاری به معنی واقعی آن وجود ندارد. اگر هر شخص در جایگاه درخور شأن خود قرار گیرد و مطابق با منزلت واقعی‌اش از نقش اجتماعی مناسب برخوردار شود، در روابط اجتماعی نیز از سلامت کافی برخوردار خواهد شد، البته در این خصوص باید به ظرفیت افراد متصدی امور نیز نگاه کرد. افرادی که همواره با رفتار روشن خود اجازه نداده‌اند تا جو تملق و چاپلوسی هاله‌ای اطراف آنان ایجاد کند، کم نبوده‌اند. مثال تاریخی آن را می‌توان به افراد بزرگ تاریخ ربط دارد که پیشاپیش خطرات ناشی از مدح چاپلوسانه در مورد خود را خنثی کرده‌اند و در سیره عملی خویش‌ نیز هیچ‌گاه فرصت چاپلوسی را در اختیار اطرافیان قرار نمی‌دادند و تا جایی پیش رفته‌اند که عقل را معیار مناسبی برای قیاس آنچه مداحان و مورخان می‌گویند و قیاس و میزانی برای آیندگان برشمرده‌اند. متاسفانه ما گاهی اوقات گفتارهای بزرگان دین و معرفت را به فراموشی می‌سپاریم.


foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 06:38 ق.ظ
What's up colleagues, nice piece of writing and nice arguments commented
here, I am in fact enjoying by these.
Stephanie
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:34 ب.ظ
Hello to all, it's truly a pleasant for me to pay a visit this
web site, it consists of useful Information.
Dario
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:49 ق.ظ
Hey there! I know this is kinda off topic but I'd figured I'd ask.
Would you be interested in trading links or maybe guest
writing a blog post or vice-versa? My website addresses a lot of the same topics
as yours and I believe we could greatly benefit from each other.
If you're interested feel free to send me an e-mail. I look forward to hearing from you!
Wonderful blog by the way!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر